محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

64

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

آلت شم‌اند موضوع شده و در وى ثقبها است پيچدار ، مانند ثقب‌هاى اسفنج . فائدهء [ ثقبه‌هاى استخوان مصفات ] ثقب‌ها ظاهر است كه واسطهء وصول رائحه مشمومات و انحدار فضلات است . اما نفع تفاريج و پيچ‌هاى ثقبه‌ها آن است كه تا هواى مشموم به تدريج تعديل يافته و اصلاح گرفته به دماغ رسد و بدان سبب دِماغ از برودت هواى خارجى كه دفعة رسد و افساد او نمايد محفوظ ماند . فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . فائده [ بيان فك اسفل ] چون انف داخل فك اعلى بود و تشريح عظام آن مؤلف اجمالا نموده انف را عليحده بيان نفرموده و كذلك اذُن را كه داخل عظمان حجريات است جدا ذكر نكرده ، اما فك اسفل از دو استخوان بيش ندارد چنانچه گفته شد و هر دو فك آنجا كه ملتقاى ايشان است و هنگام حركت دهان فصل بينهما نمايان است منضم شده‌اند و به رباطهاى استوار مربوط گشته . و من اثنين و ثلاثين سِنّا و هر دو لحى از سى و دو دندان مركب است ، چنانچه مفصل گفته مىشود . [ در بيان تعداد و اسامى دندان‌ها ] بدان كه شانزده دندان در فك اعلى است و شانزده در فك اسفل و اين به اعتبار اكثر الناس است و الا گاه باشد كه در بعضى نواجذ نبود و در فكين زياده از بيست و هشت دندان نباشد . اما اسامى اسنان بدين وجه است كه مذكور مىشود : و ثنايا و آن چهار دندان پيش است دو بالا و دو زير و بعد از اين رباعيات است به همان وجه و اين هشت دندان عريض‌اند و سرهاى تيز دارند تا قاطع اشيا به آسانى شوند و بعد از اينها انياب‌اند و آن نيز چهاراند دو اعلى و دو اسفل و جرم اينها آگنده و سرهاى ايشان نوكدار است تا كسر اشياى صلب اسهل بود و اينها را به پارسى نيش گويند و بعد اينها طواحن است و اينها را اضراس نيز گويند و طواحن شانزده است ، هشت در فك اعلى و هشت در فك اسفل ، پس از هر جانب چنانچه چهار مرئى است و اينها را به پارسى دندان آسيا گويند و دندان مذكور آگنده و پهن‌سر مخلوق شده‌اند تا طحن يعنى سحق اشيا آسان باشد و بعد اينها نواجذ است و آن نيز چهار است دو بالا و دو زير و ماوراى اينها محل روئيدن دندان نيست و اينها را اسنان الحلم نيز گويند ، زيرا كه در اكثر امر بعد بلوغ مىرويند تا سن وقوف و اسنان مذكور را به پارسى دندان خرد و دندان عقل گويند ، به اعتبار آن كه بعد بلوغ كه وقت كمال عقل است بروز مىكند نه آنكه اگر در بعض اينها بر نيايند باعث نقصان عقل او مىشود كما لا يخفى . [ نكته لغوى ] ثنايا جمع ثنيه است و انياب جمع ناب و اضراس ضرس و نواجذ جمع ناجذ بذال معجمه . فائده [ در نواجذ ] اگر چه در مجمل اللغة نوشته كه نواجذ بين الناب و الاضراس است و در نهايه گفته كه نواجذ از اسنان ضواحك است ، يعنى آنكه حالت ضحك ظاهر مىشود و بعضى مرادف انياب و اضراس دانند اما اكثر و اشهر همان است كه گفته شد إنها أقصى الأسنان . [ در بيان آن‌كه دندان را بايد از جمله استخوان‌ها دانست يا اعصاب ] بايد دانست كه هيچ استخوان حس ندارد مگر دندان و اين بر تقديرى است كه او را از عظام دانند و اگر از عصب دانند حس او به وجه احسن ثابت مىشود از آنكه دندان در ظاهر صلابت و بياض دارد و مع ذلك ذى حس است . در خلقت وى حكما را اتفاق افتاده ، بعضى برانند كه استخوان است و حس در ذات او نيست اگر ذى حس بودى از تراشيدن و سائيدن متألم مىشد و ليكن الم و وجع كه در وى ظاهر مىشود سببش يا سوء مزاج عصب است كه به اصول دندان التيام دارد يا ورم غمور و